X
تبلیغات
صــــــــوفـــــــــــــــــی - اطورا قلب

صــــــــوفـــــــــــــــــی

یــــــــــار یکـــــــی سخــــن یکـــــــی .....یــــــــار علـــــــــــی سخـــــن علــــــــــی

اطورا قلب

                                      اطوار (مراتب) قلب

بدان همان گونه که هر آسمانی از آسمانهای هفت‌گانه محل ستاره‌ای است، هم چنین هر طوری (درجه‌ای) از اطوار قلب نيز کانون جوهری است از جواهر رحمانی يا نفسانی، مثل فرمايش رسول خدا صلی الله عليه و آله که فرمود: مردمان معادنی هستند همچون کانهای طلا و نقره.

اما طور(درجه) اول که نامش را صدر گفته‌اند که جايگاه و کانون اسلام است همچون فرمايش خداوند تعالی:  " آيا کسی که خداوند دلش را(صدرش را) به اسلام گشاده است از سوی پروردگارش از نور هدايت برخوردار است؟" پس هر گاه اين جايگاه از اسلام منع کرده شود تبدیل به کانون ظلم و کفر و محل وساوس شيطان و تسويل نفس می‌گردد. شيطان را جز در صدر تصرف و تسلطی نيست همچون فرمايش خداوند که:  " در صدرهای بشری وسوسه می‌کند.  " محقق است که صدر است که محل وسوسه شيطان است و صدر پوشش دل است و برای چنين وسواسی راهی به اعماق دل نيست از آن جهت که او گنجينه پروردگار است همچون قول خداوند تعالی که فرموده است:  " هر پادشاهی را گنجينه‌ايست و گنجينه من در زمين دل بنده مؤمن من است.  " و نيز از آن روی که دل در عالم هستی همچون آسمان است در عالم. پس همچنانکه شياطين از آسمانها به وسيله ثواقب رانده شده و می‌شوند به همانگونه نيز با درخشش آثار جلال و انوار حضرت ملک جبار رانده می‌شوند.

طور دوم که نامش را قلب گفته‌‌اند و آن کانون و معدن ايمان است و از اينرو هر گاه در قرآن ذکری از ايمان شود به کلمه قلب آراسته شده است و يا قلب که به ايمان آراسته شده است. مانند قول خداوند تعالی :  "آنان کسانی هستند که در قلب‌هايشان ايمان نوشته شده است.  "  و نيز قلب محل انوار عقليه از عوالم روحيه نوريه است مثل قول خداوند:  " از برای آنان قلوبی است که به آن قلبها تعقل می‌کنند" و همچنين محل بينايی است مانند قول خداوند:  " نه فقط ديدگانست که نابينا می‌شود بلکه قلبهايی نيز که در اندرون سينه‌هاست نابينا می‌گردد".

طور سوم شغاف است و آن کانون محبت و عشق است و مرکز شفقت خلائق مثل قول خداوند تعالی " محبت زليخا به يوسف به انتها درجه خود رسيد" و بدان که محبت خلق از شغاف نمی‌گذرد که شغاف همان غلاف قلب است.

طور چهارم و آن فواد است که محل مشاهده و رويت صادقه است همچون قول خداوند تعالی " آنچه ديد دلش دروغ نپنداشت"

طور پنجم که نامش را مُجتده دل ناميده است و آن کانون و معدن عطايای الهی است و آنجاست که کانون محبت خداوند رحمن است و مخصوص به خود اوست.

طور ششم که نام آن سويدا گفته‌‌اند و آن کانون و معدن حکمتها و اسرار الهی است و محل اسماء و شناخت مسميات است. مثل قول خداوند تعالی:  " همه نامها را به آدم آموخت سپس همه آنها را به فرشتگان عرضه داشت. " و در اينجاست که انواع علوم الهيه همانهاييکه از فرشتگان نيز پوشيده و پنهان است، بر انسان منکشف می‌شود.

طور هفتم که آنرا مهجة القلب گفته‌اند و آن محل ظهور انواع تجليات صفات الهی و اسرار روحی است مثل قول خداوند تعالی " که بنی‌آدم را گرامی داشتيم.  " و اين کرامتی است که جز انسان هيچيک از موجودات آن را درک نمی‌کند و اين مهجه القلب مجموعه جميع صفات دل است آن زمان که از بيماری و نفاق سالم باشد مثل قول خداوند:  " در دلهايشان بيماريی است.  " از اين بيماريها، زيانبخش‌تر از مال‌دوستی و مقام‌پرستی دردی نيست مثل قول خداوند تعالی‌:  " اين سرای آخرت را برای کسانی بر روی زمين مقرر فرموده‌ايم که نمی‌خواهند به سرکشی و تباهی بپردازند و عاقبت نيکو از آن پرهيزکاران است.  "

(از کتاب نشان از بی نشانها، جلد دوم ، صفحه 252)

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:28  توسط بهــــــــــــــار  |